سردرگم،آشفته،پریشون

اگه بهم بگن این روزا رو چه جوری میگذرونی؟
بهشون میگم سردرگم،آشفته،پریشون....
انگار که گم شدم، و حتی نمیدونم کدوم خیابون....
مثل بچه ای که دست مامانش رو رها میکنه و گم میشه....
بعد هم میزنه زیر گریه.....
اون وقت شاید یک نفر پیدا بشه و بهش بگه:چی شده بچه جون؟ناراحت نباش،بیا این شکلات رو بگیر،ناراحت نباش،اشکاتو پاک کن.....
تازه مامان اون بچه اینقدر دنبال بچه اش می گرده که بالاخره پیداش میکنه،دعواش میکنه و میگه:مگه نگفتم دستمو رها نکن؟....
مگه نگفتم کنارم بمون؟
در نهایتم با یک لبخند بغلش میکنه و میگه:خدارو شکر...
ولی خب میدونی چیه؟
انگار هیچکس قرار نیست از من بپرسه:چی شده؟ناراحت نباش،همه چی درست میشه!.....
انگار هیچکس دنبال من نمی گرده،هیچکس منو قرار نیست پیدا کنه.......
پیدام کنه و بگه:مگه نگفتم کنارم بمون؟....
مگه نگفتم که دستمو رها نکن.....؟
خیلی خب بسه دیگه،اشکاتو پاک کن.....
.
.
👤ریحوون_پِ
ماییم که بی هیچ سرانجآم خوشیم!