مهربان بودن،مهربان ماندن
این را برای تویی می نویسم که خسته شده ای....
خسته از اینکه هرچقدر مهربان بودی،کوبیدند تورا بر زمین....
و آنقدر که مراقب دل های این و آن بودی؛
این و آن مراقب دل تو نبودند....
_عزیز مهربان من سلآم!...
مهربان بودن به زور و قدرت نیاز ندارد؛
اما این مهربان ماندن است که به زور و بازویی فراوان نیاز دارد...
در این دنیا مهربان ماندن هنر است....
چرا که این روزها،رنگ مهربانی از قلب های خیلی از انسان ها،کوچ کرده است و به وادی ناشناخته ی غربت رفته است....
و من و تو؛
در این دیار بی رنگ و لعاب که مهربان بودن را برگزدیم؛
باید قوی باشیم و قوی بمانیم؛
چرا که خیلی ها مهربان بودنمان را پای احمق بودن و سادگی مان خواهند گذاشت....
اما تو مهربان بمان!...
و مبادا در پیچ و خم کوچه ها،دل خودت را جا بگذاری و گم کنی....
مراقب دل این و آن باش و مراقب دل خویش،بیشتر....
یادت نرود که خدا....
خدای مهربان تر از من و تو؛
مراقب ماست و او هرگز دیدگانش را بر ما نمی بندد
پس مهربان باش و مهربان بمآن♡.......
که تو هنرمندترین مهربان این شهر خواهی بود...

